تبليغاتX
ایپک / نوشته های فرهاد باغشمال - آسيب شناسي آنارشيست از نگاه سوسيال مانيفيسم

 

؟؟؟؟

 

   آن‌چنان که مسموع خاطر انديشمندان مي‌باشد دوران روان‌پريش منزجر از پوپوليست از منظر ايدئولوژي‌هاي متفاوت قابل بحث است. اگر در اين مدار با اتکا به فراسوي کج‌انديشي‌هاي منبعث از کمونيست انگاره‌هاي خود را مسخ شده تلقي کنيم و يا مصر بر اگزيستانسياليسم و يا با سوداي پروبگاندا، بي‌محابا به کل جوانب غور کنيم، دستاوردش مملو از پلشتي است و با قرائت‌هاي متفاوت به مفهوم واقعي بلوراليسم فاصله اساسي دارد.

هر چند به ادعاي محققين کاراکترولوژي به طور علي‌السويه جولاني براي ابراز نظر تکنوکرات‌ها نيست اما صاحب اين قبيل نظرات با آپولوژي حاصل از تغيير تاکتيک، به ژست راديکالي رسيدند تا متهورانه لبخند ژکوند را نثار اصحاب اسنويسم کنند. چرا که لازمه ناتوراليسم در چالشي ماخوذه با ژستي کاملا منعفل و منفک از اليگارشي به سوي آرتي‌ميسم رهنمون مي گردد. 

 

در سوي ديگر آپولوتيسم‌ها را مي‌توان مثال زد که در چنبره ابسولوتيسم آرزوي آنارشيسم را در مخيله مي‌گذرانند و به تعبير خود و با تحسين‌ هم‌کيشان، متد‌هاي نويني براي آنتروپولوژي ارائه مي‌کنند، غافل از اين‌که فوتوريسم ريشه ديرين در کليه بحوري که به نوعي از آبشخور اپيس‌تمولوژي ارتزاق دارند در غليان است.

 

ذکر اين نکته نيز حائز اهميت است که گاه ديده مي شود همين افراد با مشي آپولوتيسم در صدد القاي آپارتايد رفراندم‌گونه خيالي‌اند تا مسير دموکراسي را به سوي اگوسانتريسم سوق دهند در حالي که نگاه آنتروپولوژي به اين‌گونه مسائل، محلي از اعراب نداشته و ناچار به درکي سطحي حول و حوش مانيفست از نوع جمهوري شده‌اند.

 

از بحث دور نشويم که پاراديم مذکور در مسير ديگري چالش و بسط را طلب مي‌کند. اما آيا ابراز انواع متد پارادوکسيکال توان لاپوشاني خلا مسائل بورژوايي را دارد؟ و اصولا تفسير مارکسيستي در جامعه‌اي که نصف نفوسش در پنجه سوسيال فمنيسم دست و پا مي زنند قابل توجيه است؟ براي نگارنده به هيچ وجه من‌الوجوهي حساسيت کافکايي براي اين موضوع نيست اما بيم فاصله گرفتن از خردگرايي و سوق به متدهاي لنيسمي با ابزار مانيفيست گونه را تاب نباشد هرچند که آرزوي زي بورژوايي خارج از مخيله آدمي نيست.*

 

  

 

* براي کسب اطلاعات بيشتر در خصوص نظرات ارزشمند اين روشنفکر به کتاب‌هاي ذيل مراجعه فرماييد: ايدئولوژهاي حاصل از رئال ـ تمثيل الغرائب از ديدگاه اکسپرسيونيت ـ آخ و ديگر هيچ ـ کدو قلقلي و چالش‌هاي مدرنيسم.

پ ن۱: برگي از ستون زورنوشت چاپ روزنامه سرخاب مورخه ۱۷/۹/۸۷

پ ن۲: مسئولیت برداشت طنز از این موضوع به عهده خوانندگان بوده و لذا نویسنده حق هرگونه اعتراض بعدی را برای خود محفوظ می داند. !

 

 

+ نوشته شده توسط فرهاد باغشمال در 87/09/17 و ساعت 15:4 |